ROCKLAND


 

نظرات

آرشيو

 



لينك دوستان

Church of Satan

Kosoof

T.N.T

Pain Killer

Roger Waters

Nirvanabaz

Prophet of Darkness

Emperor of Metal

Frida

Black Swans

Crazy Diamond

Second sight

Iranian Metallers

Zahhak

Xplod Band

Fara Band

 

 

 


سه‌شنبه ٢٠ بهمن ،۱۳۸۳

 

The Rolling Stones - Paint it black

 

Paint It Black

by Rolling Stones

I see a red door and I want it painted black
No colors anymore I want them to turn black
I see the girls walk by dressed in their summer clothes
I have to turn my head until my darkness goes

I see a line of cars and they're all painted black
With flowers and my love both never to come back
I see people turn their heads and quickly look away
Like a new born baby it just happens ev'ry day

I look inside myself and see my heart is black
I see my red door and it has been painted black
Maybe then I'll fade away and not have to face the facts
It's not easy facin' up when your whole world is black

No more will my green sea go turn a deeper blue
I could not foresee this thing happening to you

If I look hard enough into the settin' sun
My love will laugh with me before the mornin' comes

I see a red door and I want it painted black
No colors anymore I want them to turn black
I see the girls walk by dressed in their summer clothes
I have to turn my head until my darkness goes

Hmm, hmm, hmm...

I wanna see it painted, painted black
Black as night, black as coal
I wanna see the sun blotted out from the sky
I wanna see it painted, painted, painted, painted black
Yeah!

درباره گروه:

اين گروه در سال ۱۹۶۲ توسط ميک جاگر و کيت ريچارد پايه گذاری شد. کيت و ميک دوستان دوران دبستان بودند و بعد از سالها به طور اتفاقی يکديگر را در ايستگاه قطار ملاقات ميکنند. صفحه موزيک بلوز ی که در دست ميک بود باعث می شود که علاقه مشترکشان به موزيک آشکار شود. و اين سر آغازی بود برای تشکيل گروه.

نام گروه را از يکی از ترانه های Muddy Watters گرفته اند.

تيلور و جونز هم به جمع آنها اضافه شدند اما تيلور مدتی بعد گروه را ترک کرد و وايمن جای او را گرفت. بعد از مدتی واتس هم به گروه ‍يوست.

اولين ترانه رولنگ استونز آهنگ Come on از Chuck Berry بود که سال ۱۹۶۳ به بازار آمد تا ‍يش از اين گروه فقط در کلو‍های لندن مينواخت.

در سال ۶۴ آلبوم The Rolling Stones به بازار امدکه شامل ۱۲ آهنگ بود.اما اين آلبوم هم شامل آهنگهايی بود که بازخوانی ترانه های دگر آهنگسازان مطرح بود.

آلبوم After math اولين البومی بود که همه اهنگهايش را اعضای گروه ساخته بودند.



یکشنبه ۸ شهریور ،۱۳۸۳

 

برای دانلود کردن آهنگ ميتوانيد بر روی اسم آهنگ کليک کنيد. لينک ديگری هم در صورت نياز در انتهای صفحه وجود دارد.

 

 

A Perfect Circle

Judith

 

  

You're such an inspiration

For the ways

That I'll never ever choose to be

Oh so many ways for me to show you

How your savior has abandoned you

 

(Fuck your God)

Your Lord, your Christ

(He did this)

Took all you had and

(Left you this way)

Still you pray, never stray, never

(Taste of the fruit)

Never thought to question why

 

It's not like you killed someone

It's not like you drove a hateful spear

Into his side

 

Praise the one who left you

Broken down and paralyzed

He did it all for you...

He did it all for you...

 

Oh so many ways

For me to show you

How your dogma has abandoned you

 

(Pray)

To your Christ, to your God, never

(Taste of the fruit)

Never stray, never break, never

(Choke on a lie)

Even though he's the one who

(Did this to you)

 

You never thought to question why

 

It's not like you killed someone

It's not like you drove a spiteful spear

Into his side

 

Talk to Jesus Christ

As if he knows the reasons why

He did it all for you...

Did it all for you...

He did it all for you...

 

 

جوديت

 

تو دقيقاً هماني هستی که هرگز نخواهم بود

آخ، به چه طریقهای زیادی میتونم بهت نشون بدم که

ناجیت تو رو ول کرده  و رفته

 

گاییدم خداتو

رَبتو، مسیحتو

اون این کارو کرد

هر چی که داشتی ورداشت و

تو رو اینجوری ولت کرد

اما هنوز دعاتو می‌کنی، هرگز منحرف نمی‌شی، هرگز

اون میوه (حرام) رو مزه نمی‌کنی

هیچوقت فکرشو نکردی بپرسی واسه چی

 

آخه تو که کسی رو نکشتی

نیزه ای با نفرت که تو پهلوش فرو نکردی

 

ستایش کن اونی رو که ترکت کرد

در شکستگی و ذلیلی

همه اش رو واسه تو کرد...

همه اش رو واسه تو کرد...

 

آخ، که چه زیاد میتونم بهت نشون بدم که

چه طوری تعصبت تو رو بی سرپرست گذاشته

 

دعا کن

به مسیحت، به خدایت، هرگز

اون میوه رو مزه نکن

هرگز منحرف نشو، هرگز (زیر فشار) نشکن، هرگز

خفه‌ی گلوگیری یه دروغ نشو

اگر هم اونه که

باهات اینو کرد 

 

هرگز به خیالت نبود که بپرسی چرا

 

آخه تو که کسی رو نکشتی

نیزه ای با نفرت که تو پهلوش فرو نکردی

 

با مسیح حرف بزن

انگار که می‌دونه واسه چی

همه رو برای تو کرد...

همه رو برای تو کرد...

همه رو برای تو کرد...

 

Judith



چهارشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٢

مايكل كيمن

 

 

انگيزه‌اي كه باعث شد يادداشتي ديگر در راكلند داشته باشم، مرگ يكي ديگر از بزرگان عالم موسيقي بود. به اميد اينكه ديگر مرگ بزرگي من را به نوشتن يادداشت واندارد..

 

 

مايكل كيمن استاد بزرگ موسيقي و از پيشگامان راك كلاسيك ، پس ازبيش از سه دهه فعاليت ، روز سه‌شنبه 18 نوامبر2003 در 55 سالگي و بر اثر سكته قلبي جان سپرد.

 

 همكاري با خوانندگاني چون: باب ديلن، راجر واترز، جرج هريسون، ديويد بووي، استينگ، راد استوارت ، برايان آدامز، اريك كلپتون و..  گروههايي مثل: ايروسميت، پينك فلويد، متاليكاو.. و همكاري با اركستر فيلارمونيك لندن، اپراي لا اسكالاي ميلان اركستر فيلارمونيك سن‌فرنسيسكو و... از جمله فعاليتهاي اوست..

 

آغاز تا دهه 60:

مايكل كيمن در سال 1948 در شهر نيويورك و در خانواده‌اي اهل موسيقي به دنيا آمد و در دو سالگي پيانو نواختن آموخت. پدر و مادرش گيتار و كلارينت را به او آموختند. او در دهه 60 در هنرستان موسيقي نيويورك و بعدها در مدرسه جوليارد به تحصيل پرداخت.

 

دهه 70:

در آغاز دهه 70 به گروه « انسمبل » پيوست و اولين تجربه‌ي موسيقي فيلمش را هم در همان دهه و در سال 1971 و با فيلم ذكريا بدست آورد. اوج موفقيتهاي او هم در همين دهه و با  Pink Floyd و از همكاري او در ساخت موسيقي The Wall   بدست آمد.

در همين دهه او موسيقي متن چندين وسترن را نيز ساخت، فيلمهايي جون: بدلكاران و بين خطوط.

 

دهه 80:

او كه در آلبوم The Final Cut  هم پينك فلويد را همراهي كرده بود اين بار پس از جدايي راجر از پينك، در ساخت The Pros and Cons of Hitch-hiking همكار او بود.

دهه 80 دهه‌اي پركار براي او بود، در فيلمهاي پسر خانه و اسلحه مرگبار 1 و 2 با اريك كلپتون و در سورپريز شانگهاي با جرج هريسون همكاري كرد و موسيقي فيلمهاي : موناليزا، برزيل، ريوت، سو و باب، Die Hard  1 و 2 ، منطقه مرده، متهم ، ونوم، آنجلو، جوازقتل ، عشق من و... را ساخت.

 

 

دهه 90:

دو جايزه گرمي و دو نامزدي جايزه اسكار در اين دهه به او تعلق گرفت. در سال 91 موسيقي  اهنگ Everything I Do  را به خوانندگي برايان آدامز و براي فيلم « رابين هود شاهزاده دزدان » ساخت كه اولين گرمي را براي او به ارمغان آورد و نامزد اسكار شد و 16 هفته تمام را در رده‌ي اول ليست انگلستان باقي ماند!

سال 94 درآلبوم  پاواروتي و دوستان همكاري كرد و در ساخت آلبوم The Division Bell هم به پينك فلويد كمك كرد.

همكاري‌‌اش با برايان آدامز در سال 95 با آهنگ Have You Ever Really Loved A Woman  براي فيلم« دون ژوان دو ماركو » تكرار شد كه باز هم نامزد دريافت اسكار شد.

در سال 96 دومين جايزه گرمي را براي موسيقي فيلم آقاي هالند گرفت.

 

ديگر موسيقي فيلمهاي او شامل: مهمان زمستاني، افق حادثه، مردان‌ X ، چه روياهايي مي‌آيند و... بود.

 

 

او سومين جايزه گرمي‌اش را در سال 2001 ، به خاطر رهبري  كنسرت مشترك متاليكا با اركستر فيلارمونيك سن‌فرنسيسكو به دست آورد.

 



شنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٢

....

بعد از يک غيبت طولانی برگشتم.. قرار بود اينجا تعطيل بشود.. اما فعلاْنيمه تعطيل روی هوا ست!.. الان در سايت دانشگاه هستم و ۴ دقيقه ديگه کلاس دارم ، به همين مناسبت (!!!) اين دو تا آهنگ راجر واترز رو داشته باشين..

Four minutes

Three wishes

 



پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢

Jimmie Hendrix

جيمی هندريكس Jimmie Hendrix

امروز، ۱۸ سپتامبر، سالروز مرگ جيمی هندريکس است. به همين مناسبت اين بار، از او می‌نويسيم.

بسیاری از منتقدان معتقدند كه جیمی هندریكس تأثیرگذارترین خواننده - نوازنده‌ی گیتار از دهه 1960 به بعد است. چه ادعای فوق را بپذیریم، چه نپذیریم، هندریكس بدون تردید یكی از 5 نوازنده‌ی برتر تاریخ موسیقی راك است. مردی كه به نوازندگی گیتار ابعاد جدیدی بخشید و در نوازندگی گیتار الكترونیك پیشگام و معلم اول بود. او نوازندگی گیتار الكترونیك را به هنری جدی و قابل تعمق تبدیل كرد و موسیقی راك را وارد مرحله‌ی جدیدی كرد. اگرچه هندریكس به عنوان هنرمند انفرادی، تنها 5 سال در صحنه حضور داشت اما با همین حضور كوتاه تأثیر بسیار زیادی بر روی هم‌نسلان و نسل‌های پس از خود گذاشت.

جیمز مارشال هندریكس در سال 1942 به دنیا آمد. او اولین معلم خودش بود و با تلاش و عشق فراوان در زمان كودكی موفق به یادگیری نوازندگی گیتار شد. او عاشق سبك و تكنیك رابرت جانسن و بی بی كینگ بود. او در 18 سالگی خانه را به قصد خدمت در ارتش ترك كرد. در حالی كه گیتارش را هم به همراه خود به خدمت سربازی برد. جیمی هندریكس فعالیت هنری‌اش را با عنوان جیمی جیمز شروع كرد.

او در دهه 1960 برای هنرمندانی همچون تینا ترنر و لیتل ریچارد گیتار زد. در سال 1964 او تصمیم گرفت تا گروهی شخصی بنا نهد. نام گروه «جیمی جیمز اند بلو فلیمز Jimmie James And Blue Flames» بود. به استثنای ترانه‌ی My Diary كه با آرتور لی اجرا كرد، تمامی آثار هندریكس در این دوره حاصل نبوغ او بود. هندریكس در كافه‌ها و باشگاه‌های شبانه گیتار می‌نواخت تا این كه مورد پسند یكی از شركت‌های موسیقی واقع شد. آنها از هندریكس كه در آن زمان همچنان جیمی جیمز نام داشت خواستند، تا به اتفاق میچ میچل (درام زن) و نوئل ردینگ (گیتار باس) گروهی تشكیل دهد و خود به عنوان خواننده، آهنگ‌ساز، ترانه‌سرا و نوازنده در آن فعالیت كند. جیمی جیمز نام خود را به جیمی هندریكس تغییر داد.

  

نخستین ترانه‌ی هندریكس با عنوان Hey Joe جزو پرفروش‌ترین ترانه‌های سال 1967 شد. حاصل این موفقیت، آلبوم Are You Experienced? بود كه موفقیت تجاری - انتقادی فراوانی برایش فراهم آورد و نام او را به عنوان هنرمندی نوآور بر سر زبانها انداخت. در كنسرت زنده‌ای كه هندریكس پس از انتشار این آلبوم برگزار كرد، او گیتارش را بر روی صحنه آتش زد. كاری غریب و عجيب كه برای او هم شهرت و هم بدنامی به همراه آورد.

 سال بعد سبك منحصر به فرد و استثنایی هندریكس در دو آْلبوم جدید تبلور یافت: Axis:Blood And Love و آلبوم Electric Lady Land. آلبوم اخیر غالباً به عنوان یكی از بزرگترین و تأثیرگذارترین آلبوم‌های راك تاریخ موسیقی شناخته می‌شود. اما دوران موفقیت و در اوج قله بودن برای هندریكس بسیار كوتاه و زودگذر بود. هندریكس به همراه درام زن گروه به مواد مخدر معتاد شد و همین امر باعث متلاشی شدن گروه شد.

در سال 1969 در مراسم ووداستاك ظاهر شد و در آنجا باز هم درخشید. در همان سال هندریكس گروه «بند آف جیپسیز Band Of Gypsies» را تشكیل داد. در این گروه دوست قدیمی‌اش بیل كاكس و بادی مایلز نیز حضور داشتند. نخستین آلبوم آنها تحت عنوان Band Of Gypsies موفقيت فراوانی برایش به همراه آورد. آنها در شهر نیویورك كنسرتی برگزار كردند كه باز هم موفقیت‌آمیز بود و هندریكس بار دیگر بر روی صحنه دست به حركات غریب و نامتعارف زد.

در سال 1970 از همكار سابقش میچ میچل برای همكاری دوباره دعوت كرد.

 

او طرح ضبط و پخش آلبوم First Rays Of The New Rising Sun را داشت. چند ترانه‌ی این آلبوم نیز ضبط شدند اما ضبط این آلبوم به خاطر تورها و كنسرت‌های مداوم هندریكس به عقب می‌افتاد، تا این كه با مرگ هندریكس در 18 سپتامبر 1970 ناتمام ماند. علت مرگ هندریكس مصرف بیش از حد مواد مخدر بود. در سال 1993 شایعاتی مبنی بر قتل جیمی هندریكس بر سر زبانها افتاد، اما از آنجا كه شواهد و مدارك تازه‌ای به‌دست نیامد پرونده‌ی مرگ او بسته ماند.

در دهه‌ی 1970 ارزش كار هنری هندریكس آشكار شد و به همین دلیل كنسرت‌ها و برنامه‌های زیادی در بزرگداشت او برگزار شد. هندریكس علیرغم خلق و خوی نامتعارف و شخصیت ناهنجارش، به عنوان نوآورترین گیتاریست تاریخ موسیقی شناخته می‌شود.



یکشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٢

David Bowie

آلبوم News of The World از گروه Queen برای داون لود كردن آماده است يك سر به اينجا بزنين .

 

....................................................................

 

 

دیوید بووی

David Bowie

 

 

او بدون تردید یكی از تأثیرگذارترین چهره‌های تاریخ موسیقی عامه‌پسند است. بووی بر دو نسل پس از خود تأثیر فراوانی گذاشت.

از موسیقی راك گرفته تا موسیقی كانتری، از موسیقی دیسكو تا موسیقی متال همگی تحت تأثیر سبك و حتی شخصیت دیوید بووی بوده‌اند. او از جمه خوانندگان و آهنگسازانی است كه به اصطلاح ستاره‌ی راك تجسم و عینیت بخشید.

 

او در خانواده‌ای فقیر در شهر لندن به دنیا آمد. نام اصلی‌اش دیوید جونز بود. مادرش بلیط‌فروش سینما بود و پدرش هم كسب و كار درستی نداشت. برادرش به خاطر مشكلات روانی در آسایشگاهی در حومه‌ی لندن نگهداری می‌شد. دیوید در نوجوانی در نزاعی خیابانی چشم چپش آسیب دید. به تدریج دیوید نوجوان و پرخاشجو به موسیقی علاقه‌مند شد.

بت‌های ذهنی آن دوره‌ی او چاك بری، الویس پریسلی و فتس دومینو بودند. دیوید به ساز گیتار و ساكسیفون علاقه‌ی فراوانی داشت. به همین دلیل در مدت كوتاهی نواختن این دو ساز را آموخت. دیوید از مدرسه اخراج شد و به همین دلیل فرصت یافت تا درباره‌ی موسیقی تحقیقات بیشتری كند. پس از چند سال موفق شد چند آهنگ بسازد كه البته هیچكدامشان ضبط نشدند. اما همه‌ی این تلاش‌ها باعث شد تا دیوید به عنوان نوازنده‌ی نیمه‌وقت در یك باشگاه شبانه مشغول به كار شود.

 

دیوید توانست گروهی دایر كند و نام آن را دیوید جونز و كینگ بیز بگذارد. گروه چند ترانه روانه‌ی بازار كردند اما هیچ‌كدام از آنها موفقیت تجاری - انتقادی برایشان به همراه نیاورد. پس از شكست نخستین تلاشها، دیوید نام جونز را به بووی تغییر داد و از گروه جدا شد. دیوید بووی نخستین آلبوم انفرادی‌اش را در سال 1967 با عنوان The World Of David Bowie روانه‌ی بازار كرد. متأسفانه این آلبوم موفقیت چندانی برای دیوید به همراه نیاورد. او چند صباحی از دنیای موسیقی كناره جست و به بودیسم و تعالیم شرقی پرداخت. در همین سال‌ها دیوید با آنجلا بارنت آشنا شد و با او در سال 1970 ازدواج كرد. آنجلا شوق موسیقی را در دیوید مجدداًً برانگیخت و دیوید در سال 1970 و با حمایت‌های همسرش آلبوم Man Of Words / Man Of Music را روانه‌ی بازار كرد. این آلبوم با موفقیت روبرو شد و ترانه‌ی Space Oddity آن جزو پرفروش‌ترین ترانه‌های آن سال شد. حتی شبكه‌ی رادیویی BBC چند بار این ترانه را پخش كرد.

 

موفقیت این آلبوم باعث شد تا چند ماه بعد بووی آلبومی در سبك راك و با عنوان The Man Who Sold The World را روانه‌ی بازار كند. طرح روی چلد این آلبوم كه تصویری غریب و نامتعرف از بووی را بر روی خود داشت، از دلایل موفقیت این آلبوم بود. بسیاری از منتقدان موسیقی این آلبوم را سرمنشأ موسیقی هوی‌متال می‌دانند. دنیای نامتعارف بووی مخاطبان خاص خودش را یافت و موسیقی تازه و بدیع او تحولی در سبك راك به شمار می‌رفت. سال بعد بووی آلبوم Hunky Dory را روانه‌ی بازار كرد كه موفقیت فراوانی برایش به همراه آورد. در همین سال بووی به‌آمریكا رفت تا بر شهرتش بیفزاید. اما سال 1972 اوج موفقیت بووی بود. او با آلبوم The Rise And Fall Of Ziggy Stardust And The Spider From Mars به افسانه و اسطوره‌ای در موسیقی غربی تبدیل شد. این آلبوم كه حاوی مضامین مذهبی و اساطیری نامتعارفی بود، مثل بمب در سرتاسر جهان صدا كرد و نام بووی را به عنوان ابرستاره‌ی موسیقی راك برسر زبانها انداخت.

سالهای بعدی سالهای پركاری برای بووی بودند. او سه آلبوم Pinups، Alladin Sane و David Live را در سال 1973 تا 1974 روانه‌ی بازار كرد. در سال 1975 دیوید بووی با ترانه‌ی Fame به صدر جدول موسیقی آمریكا رفت. او این ترانه را به همراه جان لنون نوشته بود. در همان سال او در فیلم «مردی كه به زمین افتاد» ساخته‌ی نیكلاس روگ ظاهر شد. در چند سال بعدی نیز بووی خواننده‌ای فوق‌العاده پركار بود و سه آلبوم دیگر روانه‌ی بازار كرد. در سال 1980 دیوید از همسرش جدا شد و در اوایل این دهه او ترانه‌ی Under Pressure را با گروه Queen خواند.

در دهه‌ی 1980 و با تحول شگرفی كه در ذائقه‌ی شنوندگان موسیقی به وجود آمده بود، پیش‌بینی می‌شد كه دوران طلایی دیوید بووی به پایان برسد. اما دیوید اعجوبه‌ی موسیقی راك بود. در سال 1983 او آلبوم بسیار موفق Let’s Dance را روانه‌ی بازار كرد كه نسل جدید شنوندگان موسیقی از آن استقبال فراوانی كردند. در همین سال بووی در نمایش «مرد فیل نما» در برادوی ظاهر شد، ضمن این‌كه در همان سال در فیلم «عطش» در برابر كاترین دونو و سوزان ساراندون قرار گرفت. چند ماه بعد بووي در فيلم «كريسمس مبارك آقاي لارنس» نيز ظاهر شد. در سال 1985 بووي ترانه‌ي Dancing in the Street را به همراه ميك جاگر اجرا كرد كه جزو ده آهنگ پر فروش آن سال شد.

در دهه‌ي 1990، بووي فعاليت‌هاي موسيقايي‌اش را كمتر و دز عين حال جدي‌تر كرد. دز سال 1993 بووي Black tie white noise را روانه بازار كردف كه به لحاظ موسيقايي آلبومي شنيدني و غني بود.

جند سال بعد به كمك فيليپ گلاس اهنگساز بزرگ معاصر، آلبومي را روانه بازار كرد.

در سا ل 1997 ف بووي پنجاهمين سال تولدش را با حضور جمع كثيري از ستارگان موسيقي و سينماف در مديسون اسكوير گاردن برگزار كرد.



سه‌شنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٢

The Doors

قرار بود راجع به سر و صداهای اخير تو وبلاگها بنويسم اما اينجا يك وبلاگ فقط برای  موسيقی راك است و نمی‌خواهم راجع به چيز ديگری بنويسم.خوشبختانه اين وبلاگ برای جمع آوری خواننده، سر وكله نمی‌شكند و حتی آدم شمار !(counter) هم ندارد!!

..........................................................................................

The Doors

در خصوص زندگی جیم موریسون، رهبر و همه‌كاره‌ی گروه دورز، داستانی جالب و مهم گفته می‌شود كه به زعم خود موریسون در شكل‌گیری شخصیت او بسیار تأثیرگذار بوده است: هنگامی كه جیم كودكی چهارساله بوده است به همراه پدر و مادرش به نیومكزیكو سفر می‌كند. در جاده، موریسون با تعدادی سرخپوست مواجه می‌شود كه بر روی جاده دراز كشیده‌اند و در حال مرگ هستند. این صحنه بر روی موریسون 4 ساله تأثیر بسیاری می‌گذارد. او بعدها به دوستانش گفت كه همانطور كه ماشین از جلوی سرخپوست‌ها عبور می‌كرده است، روح یكی از آنها در جسم او حلول كرده است.

این داستان عموماً برای توصیف شخصیت نامتعارف و پررمز و راز موریسون كه یكی از ماندگارترین چهره‌های تاریخ موسیقی راك است بازگویی می‌شود. (اولیور استون نیز در فیلم دورز از این واقعه استفاده‌ی دراماتیكی می‌كند.) ری مانزارك، نوازنده‌ی كیبورد گروه، از قول موریسون می‌گوید كه آن سرخپوست یك عارف بوده، عارفی الكتریكی.

موریسون، پسر آدمیرال نیروی دریایی و ری مانزارك یكدیگر را در نیمه‌های دهه‌ی 1960 در دانشگاه USLA ملاقات كردند. در آنجا هردوی آنها در رشته‌ی فیلمسازی تحصیل می‌كردند. آنها تصمیم گرفتند یك گروه موسیقی تشكیل دهند كه كمتر تحت تأثیر زمان خودش باشد. مانزارك به سبك بلوز و جاز علاقه‌ی فراوانی داشت. دو عضو دیگر گروه، رابی كریگو، گیتاریست و جان دنزمور، درام‌زن بودند. خواننده و شاعر گروه، موریسون بود كه تحت تأثیر نیچه، ویلیام بلیك و رمبو شعر می‌گفت. اشعار او عمدتاً درباره‌ی وجود و ازخودبیگانگی بود.

اما حال و هوای موسیقی نامتعارف گروه دورز، تیره و تا حدی اروتیك بود. اولین آلبوم گروه با عنوان Break On Through To The Other Side به نوعی بیانیه‌ی فلسفی ـ سیاسی موریسون بود.

ترانه‌های دورز برخلاف دو گروه مطرح آن دوران، بیتلز و رولینگ استونز، آتش در وجود شنوندگانش برمی‌انگیخت. ترانه‌های آلبوم اول گروه مملو از مضامین ضدپدرسالاری بود. به خصوص ترانه‌ی مشهور و پر سروصدای این آلبوم با عنوان Father I Want To Kill You, Mother I Want To…. این ترانه‌ها برای آن زمان بسیار پیشرو بود و به همین دلیل مثل بمب در آمریكا صدا كرد. مضامین معترضانه‌ی گروه باعث شد تا از اجرای كنیرت آنها در لس‌آنجلس جلوگیری شود. همین امر باعث شهرت و محبوبیت بیشتر گروه شد.

دورز با اشعار و ذهنیت نبوغ‌آمیز موریسون، بسیاری از تابوهای جامعه‌ی آمریكا را زیر سؤال می‌برد. به همین دلیل نهادهای سنتی تمام تلاش خودشان را به خرج می‌دادند تا از برنامه‌های آنها جلوگیری كنند.

اشعار موریسون، حاوی ترس و اضطراب انسان معاصر از جنگ، سیاست، ترور و ... بود. ترانه‌های جادویی و قاعده‌شكن گروه در آن سالها Light My Fire و People Are Strange بودند كه همگی جزو پرفروشترین ترانه‌های سال آمریكا بودند. مورسیون روزبه‌روز محبوب‌تر می‌شد و درعین‌حال روربه‌روز هم پیچیده‌تر و نامتعارف‌تر می‌شد. شخصیت حساس موریسون توان تحمل دردها و رنج‌های فلسفی او را نداشت و موریسون هم‌زمان به الكل و مواد مخدر معتاد شد و به نوعی، خودكشی تدریجی را برگزید.

كنسرت‌ها و برنامه‌های آنها روزبه‌روز عجیب‌تر و نامتعارف‌تر می‌شد. به‌گونه‌ای كه در یكی از كنسرت‌ها موریسون آنچنان به سیاست آمریكا و دولتمردان آن حمله كرد، كه پلیس مداخله كرد و كنسرت تعطیل شد.

در سال 1969، موریسون عنصری نامطلوب تشخیص داده شد. به همین دلیل او تحت فشارهای آشكار و نهان مجبور به ترك آمریكا شد و به پاریس رفت و در سال 1971 بر اثر سكته‌ی قلبی جان سپرد.

گروه دورز تا سال 1973 به كار خود ادامه داد و دو آلبوم بدون حضور موریسون روانه‌ی بازار كرد، اما در این سال متلاشی شد. در سال 1991 اولیور استون فیلمساز آمریكایی كه به فضای سیاسی ـ فرهنگی دهه 1960 علاقه‌ی فراوانی داشت، فیلمی با عنوان دورز درباره‌ی شخصیت افسانه‌ای جیم موریسون ساخت. در این فیلم ول كیلمر در نقش موریسون ظاهر شد. ری مانزارك دوست و همكار موریسون می‌گوید: در هر دوره شاهد جوانان تازه‌ای هستم كه ژرفای موسیقی دورز را درك می‌كنند.

موریسون در قبرستان مشهور پرلاشز پاریس دفن شده است.

( برگرفته از مقاله‌ای چاپ شده در روزنامه بهار)



دوشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٢

Queen Part-3

يك مدت دور بودم و حالا برگشتم! از همه دوستان كه سر ميرنند متشكرم!

دفعه‌ی بعد احتمالاً آخرين بخش ‌queen باشد. بعد از آن راجع به The Doors  خواهم نوشت و در ۱۸ سپتامبر هم ويژه جيمی هندريكس می‌نويسم.

 

.................................................

1972

در ژانويه جان به پيشنهاد دوستانش در كالج Bedford كنسرتي براي Queen در آنجا ترتيب ميدهد. آن شب Queen فقط براي شش نفر مينوازد!

Queen هنوز يك گروه غيررسمي است و كمكم بهخاطر نبود پيشرفت درحال نااميد شدنند. اما گروه نظر كمپاني Chrysalis Records جلب ميكند و حتي تا مرز قرارداد با كمپاني نيز پيش ميرود. اما پس از مدتي تفكر، اعضاي گروه با هم همعقيده ميشوند كه شرايط پيشنهادي چندان خوب نيست و از معامله منصرف ميشوند.

ولي سپس با روي توماس بيكر و جان آنتوني از استوديوي ترايدنت واردور استريت آشنا ميشوند. جان تحت تأثير گروه قرار گرفته است و برايان و راجر را از Smile به ياد ميآورد. او توليدكنندهي تكآهنگ Earth براي Smile بود.

از جك نلسون دعوت كردند كه به گروه كمك كند.

 

 

1973

در فوريه ، ترايدنت برنامه‌اي ترتيب داد كه گروه در برنامه "Sounds of Seventies" درBBC حضور بابد كه اين فرصت استثنايي براي گروه بود.

جك نلسون در يك فستيوال كه همه‌ي كمپاني‌هاي بذرگ حضور داشتند ، شركت كرد ويك دمو از queen را به Roy Fetherstone ( كه يكي از مجريان EMI است ) مي‌دهد. روي كار گروه را مي پسندد. و جك به دروغ مي‌گويد كه كمپاني‌هاي زيادي آماده قرارداد با آنها هستند! و اين باعث مي شود كه روي يك پيغام براي اعضاي گروه بفرستد و از آنها بخواهد كه دست نگه دارند و با هيچ شركتي قرارداد نبندند!

سرانجام در ماه مارچ با EMI قرارداد مي بندند.

در آمريكاي شمالي، گروه با شركت Elektra قرارداد مي‌بندد.

تمامي كارهاي آلبوم اول با اعضاي گروه است. پشت جلد آلبوم كلاژي از عكسهايي است كه بچه‌هاي گروه و هم‌اتاقي‌هايشان گرفته اند! روي جلد عكسي‌است از فردي بر روي صحنه و دو نورافكن از پشت او بر صحنه مي تابد.

آلبوم در 13 جولاي به بازار آمد و نام آلبوم Queen بود. توضيحات آلبوم شامل اين جمله‌ي ابدي مي شد: No-one played Synthesisers !

اسامي پيشنهادي ديگر براي آلبوم اينها بودند: "Top Fax, Pix and Info" و "Deary Me"

بعضي منتقدين از گروه خوششان نيامده بود و آمها را پاسخ بريتانيا به عروسكهاي نيويوركي ناميدمد.. اين رابطه بد با منتقدين مجلات در تمام طول كار گروه تا انتها، ادامه داشته..

در 12 نوامبر Queen اولين برنامه‌شان را به همراهي گروه Mott the Hoople ، در Leeds Town Hall اجرا كردند. تور گروه خيلي عالي پيش رفت و Mott از آنها دعوت كرد كه در تور آمريكه آنها را همراهي كنند..

Roger :" They (Mott) were great. A real 'sex, drugs and rock and roll band "

راجر مي‌گويد:

Mott عالي بود.. اونا يه گروه واقعي سكس ، مواد مخدر و راك اند رول بودن..!

در اين سال Queen در بسياري از نضرخواهي هاي مجلات ، به عنوان بهترين گروه جديد، انتخاب شد كه چندان خوشايند روزنامه‌نگارن منتقد آنها نبود..

 

 

1974

1974 ،سالي بود كه حركت گروه سرعت گرفت..

Ronnie Fowler كه از روساي EMI بود، روي گروه سرمايه‌گذاري خوبي كرد و به هركسي كه مي‌توانست، آنها را معرفي كرد.

در اوايل سال ،آلبوم Queen II آماده انتشار بود اما به دليل يك اشتباه تلفظ در آلبوم و همچنين بحران نفت در بريتانيا، گروه ترجيح داد تا كمي صبر كنند..

Roger:

It's very difficult to choose one album I prefer out of all of them. But I do like a lot of the work on the second album, second side. It all runs into one, very epic. Musically it's quite daring ....

راجر:

سخت است كه يك آلبوم كه به بقيه ترجيح مي‌دهم را نام ببرم، اما كارهايي كه روي آلبوم دوم ، طرف دوم آن كرديم را دوست دارم.. همه آن به يك سو است و خيلي حماسي است. از نظر موسيقايي واقعاً جسورانه است...

"See What A Fool I've Been " در ليست بريتانيا شماره 10 مي‌شود.. بعد از موفقيت اين تك‌آهنگ و آلبوم جديد ، گروه اولين تور خودش را در بريتانيا برگزار كرد. تور خيلي خوب برگزار شد و در اواسظ تور بود كه آلبوم Queen II رتبه 5 جدول را بدست آورد.

تور بعدي گروه در آمريكاي شمالي نيمه كاره ماند و گروه براي كار روي آلبوم بعدي، به انگليس برگشت.

در سپتامبر، آلبوم دوم گروه، 100000 نسخه فروش كرد.

در 11 اكتبر، تك‌آهنگ Killer Queen به بازار آمد و در UK شماره 2 شد.

Brian:

Killer Queen in 1974 was the turning point. It was the song that best summed up our kind of music, and a big hit, and we desperately needed it as a mark of something successful happening to us.

برايان:

Killer Queen يك نقطه بازگشت براي گروه بود. اين آهنگ محشري بود كه نوع موسيقي ما رو خوب معرفي ميكرد و ما به ناچار مجبور بوديم كه اون رو به عنوان يه موفقيت براي خودمون حساب كنيم.

رابطه گروه با شركت ترايدنت بد شد و آنها Jim Beach را به عنوان وكيل انتخاب كردند.

 

 

 

1975

در ژانويه تك‌آهنگ ديگري به دام Now I am here آماده مي‌شود.

در 18 اين ماه جان با ورونيكا تتزلاف ازدواج مي‌كند.

در 18 آوريل، اولين كنسرت گروه درژاپن برگزار مي‌شود.

بعد از بازگشت به بريتانيا ، فردي جايزه Ivor Novello را براي اهنگ KillerQueen ميگيرد.

تك آهنگ بعدي‌گروه Bohemian Rhapsody بود. كروه با 4500 پاوند، اولين ويدئوي خودش را براي اين آهنگ ساخت..

اين آهنگ در 31 اكتبر به بازار آمد و غوغايي در بريتانيا به پا كرد.. و در 25 اكتبر شماره يك ليست UK شد و تا 9 هفته در همانجا باقي ماند!

آلبوم "A Night At The Opera", در ماه دسامبر منتشر شد. نام آلبوم از فيلمي با همين نام، ساخته‌ي برادران ماركس، گرفته شده بود.

اين آلبوم پرخرج‌ ترين آلبوم تهيه شده تا آن روز شناخته شد. اين آلبوم در بيش از 6 استوديو ضبط شده بود.

آهنگ Death On Two Legs كه به شخص گمنامي تقديم شده بود براي گروه دردسر درست كرد و Norman Sheffield كه ادعا كرده بود اشعار آن درباره‌ي او است، گروه را تهديد به شكايت كرد..

 

 

1976

فردي يك بار ديگر جايزه Ivor Novello را ( اين بار به خاصر Bohemian Rhapsody ) ميگيرد.

اين آهنگ تاكنون به تنهاي يك مليون نسخه فروش كرده و گفته مي‌شود كه بزرگترين آهنگ از سال 1957 تاكنون است.

سومين تور گروه در 20 ژانويه برگزار شد.

تمام 4 آلبوم گروه در ليست 20 آلبوم برتر، قرار ميگيرد.( چنين اتفاق تاكنون براي هيچ گروهي رخ نداده است.)

در ماه ژوئن جان آهنگ "You're My Best Friend" را براي گروه مي‌سازد. يك وثدئو هم براي اين آهنگ ساخته شد. در 18 سپتامبر گروه در Hyde Park لندن در، براي صد پنجاه هزار نفر ( به مناسبت سالروز مرگ جيمي هندريكس) كنسرت داد.

در اواخر كنسزت ، چون كنسرت بيش از حد معمول طولاني شده بود، پليس برق پارك راقطع كرد تا گروه مجبور به ترك آنجا شود!!

برايان :

من فكر ميكنم كنسرت هايد پارك يكي از مهمترين اتفاقات دوران فعاليت ما بود. خيلي تاثير مهمي داشت ، چون ما تا آن موقع در كشورهاي زيادي اجرا كرده بوديم، ولي انتظار همچين استقبالي رو در انگليس نداشتيم.

كار بر روي آلبوم بعدي شروع شد. در 12 نوامبر آهنگ "Somebody To Love" ساخته شد كه فيلمش حاوي صحنه‌هاي از اين كنسرت بود. اين آهنگ در ليست UK شماره 2 شد.

گروه براي ديدن يك مسابقه(Race) اسب دواني ، مهمان ميشود و به طور اتفاقي همه‌ي اعضاي گروه( بدون اينكه از نظر هم و از سابقه اسبها مطلع باشند) روي يك اسب شرط بندي ميكنند و همان اسب هم برنده ميشود!!

آلبوم بعدي با نام "A Day At The Races" بيرون مي آيد. نام آلبوم باز هم از يكي از فيلكهاي برادران Marx گرفته شده. آلبوم در UK شماره 1 ميشود..

 

 

 

1977

در آمريكا كنسرتي به همراهي Thin Lizzy برگزار كزدند .

اهنگ "Tie Your Mother Down" ساخته شد . در ماه مارس آنها به دعوت گروچو ماركس ( يكي از برادران ماركس) به لس آنجلس رفتند.

"We Are The Champions" و "We Will Rock You" ساخته شدند كه تبديل به آهنگهايي بين المللي شدند .

در اكتبر، گروه يك جايزه به عنوان بهترين تك آهنگ در 25 سال گذشته ، براي (Bohemian Rhapsody) گرفت. دو روز بعد آلبوم بعدي گروه به نام "News of the World" به بازار امد.

طرح روي جلد البوم كار Frank Kelly Freas است. نقاشي روي جلد، يك غول را با يك انگشت زخمي نشان ميدهد، كه يك انسان بي‌جان را در دست گرفته. (به جز اين البوم) تاكنون هميشه خود اعضاي گروه ، روي جلد آلبومهايشان را طراحي كرده‌اند.

اين البوم هفت ميليون نسخه فروش كرد.

فردي از دوست دخترش جدا مي‌شود و يك خانه‌ي شيك در لندن براي او مي‌خرد.

گروه تصميم مي‌گيرد بدون مديرش John Reid ( كه همزمان مدير برنامه Elton John هم بود) به كار ادامه دهد.

فردي:

ما ديگه احتياجي به يك مدير مثل جان، نداشتيم. در موفعيتي بوديم كه خودمان كارمان را پيش ببريم

 

 

1978

در جولاي گروه براي ضبط آلبوم بعديشان Jazz به سوييس و فرانسه رفتند.

"Fat Bottomed Girls" و "Bicycle Race" در اين آلبوم بود و براي ويديوي اين دو آهنگ ، تصميم گرفتند از پنجاه زن لخت كه دوچرخه سواري مي‌كنند فيلم بگيرند! مسابقه‌يي در ويمبلي برگزار شد و تعداد بي‌شماري داوطلب براي اين كار حاضر شده بودند! برنده‌ي مسابقه بر روي جلد اين اهنگ جا ميگرفت!

Jazz در نوامبر به بازار آمدو شماره 2 شد.



سه‌شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٢

 

مرسی از لظف همه‌ی دوستان...

اين وبلاگ از هفته ديگر اساسی آپ ديت می‌شود...



شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٢

 

( ادامه آهنگهای آلبوم The Sound of Perseverance از گروه Death آماده داون لود كردن هستند.. برای داون لود كردن اينجا را كليك كنيد.)

قبلاً ۴ تا آهنگ اول رو سايت بود والان باقی آهنگها را گذاشته‌ايم... Track 8 هم فعلاً جا نشده و به زودی خواهيم گذاشت...

اين آهنگها الان قابل  Download كردن هستند :

5.flesh and the power it holds

 6.voice of soul

 7.forgive is to suffer

 9.Painkiller



 

 

Death

 

Queen

 

The Doors